مهندسی نهضت راهپیمایی اربعین به‌وسیله‌ی سردار سلیمانی صورت گرفت

تحلیل دکتر سعدالله زارعی از نقش حاج قاسم در احیا و تثبیت نهضت راهپیمایی اربعین:

مهندسی نهضت راهپیمایی اربعین به‌وسیله‌ی سردار سلیمانی صورت گرفت

سردار سلیمانی در شرایطی وارد مسئله‌ی عراق شد که این کشور به اشغال نظامی آمریکا و غرب درآمده بود و فضای پُرابهامی در عراق به‌وجود آمده بود. در این بين سؤالات زیادی از قبیل آینده چه خواهد شد، تا کی آمریکایی‌ها در عراق می‌مانند، دولتی در عراق شکل می‌گیرد یا نه و ... مطرح می‌شد.
نیروی قابل اتکایی هم وجود نداشت که مردم عراق به‌خصوص شیعیان به او نگاه کنند و همه به نقطه‌ی اعتماد و اطمینانی برسند. بالأخره ممکن است انسان سؤالات و ابهاماتی داشته باشد و در مقابل نیرو و پشتوانه‌ای برای پاسخ به این سؤالات بخواهد. حاج قاسم در این شرایط به عراق آمد و نقطه‌ی اطمینان و امنیت را ایجاد کرد و عراقی‌ها را سازماندهی کرد. به آنان آموزش و تجهیزات نظامی داد و حلقه‌ی حفاظتی برای آنان درست کرد. عراقی‌ها وقتی صداقت و قدرت و ظرفیت حاج قاسم را دیدند، به او اعتماد کردند و آرام‌آرام اتحادی بین آنان و حاج قاسم به‌وجود آمد.

راهپیمایی اربعین در طول یک دهه گذشته تیتر یک رسانه های دنیا و مسئله اصلی اندیشکده های جهانی شده است. دکتر سعدالله زارعی، عضو هئیت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگویی با پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد حفظ و نشر آثار شهید سلیمانی به بررسی و ارزیابی چرایی و چگونگی این ماجرا و تحلیل نقش شهید سلیمانی پرداخته است. متن این گفت‌وگو به شرح زیر منتشر می‌شود.


» جناب آقای زارعی، به نظر شما اقداماتی که سردار سلیمانی در عراق کردند چه تاثیراتی را در این کشور و منطقه غرب آسیا داشت. آیا این اقدامات صرفا مختص به عراق بود و فقط به این کشور مربوط می شد؟

سردار سلیمانی در شرایطی وارد مسئله‌ی عراق شد که این کشور به اشغال نظامی آمریکا و غرب درآمده بود و فضای پُرابهامی در عراق به‌وجود آمده بود. در این بين سؤالات زیادی از قبیل آینده چه خواهد شد، تا کی آمریکایی‌ها در عراق می‌مانند، دولتی در عراق شکل می‌گیرد یا نه و ... مطرح می‌شد.

نیروی قابل اتکایی هم وجود نداشت که مردم عراق به‌خصوص شیعیان به او نگاه کنند و همه به نقطه‌ی اعتماد و اطمینانی برسند. بالأخره ممکن است انسان سؤالات و ابهاماتی داشته باشد و در مقابل نیرو و پشتوانه‌ای برای پاسخ به این سؤالات بخواهد. حاج قاسم در این شرایط به عراق آمد و نقطه‌ی اطمینان و امنیت را ایجاد کرد و عراقی‌ها را سازماندهی کرد. به آنان آموزش و تجهیزات نظامی داد و حلقه‌ی حفاظتی برای آنان درست کرد. عراقی‌ها وقتی صداقت و قدرت و ظرفیت حاج قاسم را دیدند، به او اعتماد کردند و آرام‌آرام اتحادی بین آنان و حاج قاسم به‌وجود آمد. وقتی شیعیان عراق محور جریانی پیدا کردند، حاج قاسم ائتلافی به نام 555 یا ائتلاف شیعیان را شکل داد. بعد از اتحاد شیعیان، در بین اهل سنت این سؤال مطرح شد که آیا حاج قاسم به ما هم کمک می‌کند و ما می‌توانیم به این ستون تکیه‌ای داشته باشیم. همین سؤالات برای کردها بیشتر از سنی‌ها به‌وجود آمد که حاج قاسم در این وانفسای عراق چه کمکی می‌تواند به ما بکند؟ لذا، رشته‌ی پیوندها از شیعه فراتر رفت و اهل سنت و کردها هم با همین نگاه و نیاز به ابتکار سردار سلیمانی اعتماد کردند.

ویژگی که در عراق به وجود آمد و منجر به این شد که این کشور متفاوت جلوه کند چه بود؟

در نتیجه‌ی این کار،‌ عراقی‌هایی که زیر سلطه‌ی بعثی‌ها و بعد آمریکایی‌ها بودند، با امید کشورشان را از سیطره‌ی آ‌ن‌ها خارج کردند‌. کاری که در کشورهای دیگر هنوز اتفاق نیفتاده است. هنوز که هنوز است، آمریکایی‌ها در ژاپن و آلمان حضور دارند، ولی در عراق اعتمادی پیدا شد که می‌شود این اشغال رفع شود. در قضیه‌ی داعش هم عراقی‌ها با اعتمادبه‌نفسی که داشتند، توانستند حول محور ایران این فتنه را به‌نوعی دفع کنند.

راهپیمایی اربعین چه تاثری در امنیت غرب آسیا داشته است؟

راهپیمایی اربعین، امنیت غرب آسیاست. امنیت مسئله‌ی پایه و مقوله‌ی قلبی، درونی و باطنی است. امنیت به‌خودی‌خود به‌وجود نمی‌آید و عوامل مختلفی در پدیدآمدن آن دخیل‌اند و خودش فی‌نفسه معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند. بنابراین، اینجا بحث ملت‌ها پیش می‌آید. در واقع، این بحث مربوط به سه حوزه‌ی باورها، گرایش‌ها و رفتارهاست و این سه حوزه‌ در کنار هم امنیت را شکل می‌دهند. برای همين این مسئله به مردم هم مربوط می‌شود. ما در غرب آسیا بیش از هر جای دیگری نیاز به امنیت مردم‌پایه داریم؛ چرا؟ چون همیشه دو دسته از نیروها امنیت را از مردم سلب کردند؛ دسته‌ای نیروهای داخلی و حکومت‌های دیکتاتورند که آنان امنیت مردم را در بخش‌های مختلف به خطر انداختند. بالأخره انسان باید به شکوفایی برسد، ولی دیکتاتوری مانع شکوفایی انسان است. دیکتاتورها در منطقه‌‌ی غرب آسیا کم نبوده و نیستند. دسته‌ی دوم، سیاست‌های استعماری و استیلاجویانه‌‌ی غرب است. استعمارگران اعم از انگلیسی‌، آمریکایی‌ و فرانسوی‌ امنیت مردم را در امور فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... تهدید کردند؛ چون وجود امنیت برای همه نیاز است. پس، باید به دو نکته توجه داشت: اوّل اینکه امنیت خارج از کشور نباشد. دوم، اینکه امنیت طبقه‌ای نباشد؛ یعنی امنیت فقط خاص طبقه‌ی دیکتاتور نباشد که از طریق آن نسبت به زیردستان و مردم سلطه‌ی کامل داشته باشد. اگر این دو فاکتور مهم محقق شود، با حضور و نقش‌آفرینی مردم در صحنه امنیت ایجاد می‌شود.

شهید سلیمانی چگونه در عراق امنیت مردم پایه را به وجود آوردند؟

امنیت مردم‌پایه در قالب یک‌سری اقدامات، نمادهای ویژه، فرهنگ‌ها، راهبردهای اساسی، باورهای سنتی و نگاه‌های بنیادین شکل می‌گیرد. یکی از اتفاقات مهمی که در جهت شکل‌دهی به امنیت مردم‌پایه در دهه‌های اخیر به‌وقوع پیوست، مسئله‌ی اربعین بود. کشور عراق آلوده به حضور داعش بود و از طرفی دیگر، پلیس عراق در ایجاد امنیت منطقه‌ ضعیف بود. نیروی امنیتی، پلیس و ارتش عراق به‌هیچ‌وجه در اندازه‌ی تأمین امنیت مسیر پیاده‌روی نبودند. از طرف دیگر، این موضوعی نبود که بتواند با اقدام نظامی محقق شود. باید نیروی رعب‌آور داعش با رعب بزرگ‌تری مواجه می‌شد تا دست از پا خطا نکند. ارتش و دستگاه امنیتی عراق هم نمی‌توانستند این رعب بزرگ را تأمین کنند. این حرکت میلیونی می‌توانست داعش را کاملاً‌ به حاشیه ببرد و از اینکه داعش بخواهد دست به عملی بزند، پشیمانش کند. در نهایت این پیاده‌روی اتفاق افتاد و امن‌‌ترین روزهای عراق در ایام راهپیمایی اربعین به‌وجود آمد. این حرکت نشان داد که مردم می‌توانند بدون استفاده از ظرفیت‌های حکومتی و بدون ایجاد تشکیلات خاص هزینه‌بر، امنیت خود را ایجادکرده و به‌دست بیاورند. ابتدا بحث عمومی‌کردن راهپیمایی اربعین در اندیشه‌ی رهبر انقلاب شکل گرفت و بعد مهندسی نهضت راهپیمایی اربعین به‌وسیله‌ی سردار سلیمانی صورت گرفت. ما در این زمینه کتاب «نهضت راهپیمایی اربعین» تنظیم کردیم که دو سال گذشته در اندیشه‌سازان منتشر شد‌‌. خود اربعین نهضت است. راهپیمایی اربعین تبدیل به نهضتی شد که ما از آن به‌عنوان نهضت اربعین یاد کردیم.

آیا این امنیت فقط در عراق محقق شد؟ یعنی توانست ابعاد گسترده‌تری را در کل منطقه‌ی غرب آسیا دربربگیرد؟

قطعاً تأثیر جهانی داشت. ببینید سرویس‌های اطلاعاتی و ارتش‌ آمریکا اهل تحلیل‌ و دقت‌‌اند. آن‌ها در صحنه بودند و دیدند که آیت‌اللّه خامنه‌ای بدون ایجاد هیچ هزینه‌ی خاصی برای نظام جمهوری اسلامی و بدون اینکه در حوزه‌ی دیپلماسی تقلای دیپلماتیکی اتفاق افتاده باشد، یک دفعه حرکتی به اندازه‌ی بیست میلیون نفر را راه انداخت که در بعضی مواقع تا ۲۷ میلیون هم رسید. در این شرایط، آمریکایی‌ها به وحشت افتادند و حساب بردند. با خود گفتند ممکن است آیت‌ا‌‌لله خامنه‌ای بعد از تشکیل این جمعیت بیست میلیونی یک دفعه فتوا دهند و بگویند مثلاً ما به آمریکا اخطار می‌دهیم تا ظرف دو هفته عراق و قطر و افغانستان را ترک کند. خب این مسئله برایشان وحشت ایجاد کرد. حتماً با خود گفتند که ایران با وجود فشار اقتصادی و بدون بار مالی، با ابتکاری استراتژیک داعشی را که خود ما با هزینه‌های تریلیونی به‌وجود آوردیم، به زاویه برد. البته هزینه هم دارد، امّا هزینه‌اش در بستری قرارگرفته که برای جمهوری اسلامی فشاری ایجاد نمی‌کند.

همین‌طور حکومت‌های مخالف ایران، سعودی‌ها و امثالهم هم به حساب‌کتاب افتادند. به نظر من این اتفاق بازتاب جهانی هم داشت. این مسئله وضعیت جهان و فرم تفکرات امنیتی را دگرگون کرد و آن ساختارهای سنتی و امنیتی که در تعاریف امثال باری بوذان آمده بود، همه به حاشیه رفتند و در نهایت مفهوم جدیدی شکل گرفت.

در دانشگاه علامه طباطبایی سخنرانی با عنوان امنیت مردم‌پایه داشتم و در آنجا توضیح مفصلی درباره‌ی آن دادم. در آن سخنرانی توضیح دادم که این امنیت از تئوری امنیتی جمهوری اسلامی نشئت می‌گیرد و زمانی که حضرت امام می‌خواستند بحث امنیتی در اندازه‌ی انقلاب اسلامی را مطرح کنند، از بسیج بیست میلیونی صحبت کردند. یا زمانی که می‌خواستند در مقابل نظام جهانی از قدرتی حرف بزنند، از قدرت مردم نهاد به نام حزب مستضعفین حرف زدند. به‌خاطر همین ایده و تئوری در این مسئله است.

در مورد مسئله‌ی اربعین و ارتباطش با مسئله‌ی فرهنگی جهان اسلام برای ما توضیح دهید.

یک سمت اربعین اهل بیت و سمت دیگرش انوار خمسه است. امام حسین و امام حسن علیهم‌السلام، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، حضرت امیر علیه‌السلام و حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به‌طور خیلی خاص مورد احترام ویژه‌ی مسلمانان دنیا هستند. وقتی شما به مدینه یا مکه مشرف می‌شوید، در سقف مسجدالنبی اسم مقدس امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و حضرت امیر علیه‌السلام مکرر نقش بسته است. با هر مسلمانی که صحبت کنید، علاقه‌ی خاصی نسبت به حضرت اباعبداللّه‌الحسین علیه‌السلام دارد. حالا منهای اینکه امام حسین علیه‌السلام را چگونه تحلیل کنند، ولی علاقه‌ی خاصی به ایشان دارند.

در راهپیمایی اربعین حس تعلقی فراتر از احساسات مذهبی نسبت به این قضیه وجود دارد. این مسئله‌ فرقه‌گرایانه نیست که بگویند این راهپیمایی فقط مربوط به شیعه می‌شود. هیچ‌کس نمی‌گوید که اربعین مربوط به یک مذهب و گرایشات فلسفی، عرفانی، فقهی و سیاسی است. اینکه می‌گویند حب‌الحسین‌یجمعنا، یعنی همه را فرا می‌گیرد. اصلاً انسانیت مدیون امام حسین علیه‌السلام است و انسانیت نسبت به امام تعلق خاطری دارد. به هر حال این راهپیمایی وحدت‌بخش و جهت‌بخش امت اسلامی است. کسی که به راهپیمایی اربعین می‌آید، می‌خواهد بگوید من راه امام حسین علیه‌السلام را قبول دارم. راه امام حسین علیه‌السلام چیست؟ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، مبارزه‌ی با انحراف، مبارزه‌ی با ستم و مبارزه‌ استثمار است. بنابراین، عمیقاً مسئله‌ی فرهنگی است.

نگاه شهید سلیمانی به پدیده‌ی راهپیمایی اربعین چگونه بود؟

آن مسئله‌ای که در ذهن حاج قاسم بود و به آن عشق می‌ورزید، خدمت به امام حسین علیه‌السلام بود. اصل کارشان این بود که از این طریق ارادتش را به حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام بیان کند. می‌خواست کاری در مسیر جلب رضایت آقا امام حسین علیه‌السلام انجام داده باشد. حاج قاسم می‌گفت منم و امام حسین علیه‌السلام؛ امّا طبیعتاً کارش اثر بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی هم داشت. در واقع، می‌شود از این منظر هم به مسئله نگاه کرد.

 

شرکت در فراخوان کنگره ملی شعر سردار سربداران