گرايش به شرق؛ زمينه‌ها، ضرورت‌ها و فرآيندها

دکتر ابراهیم متقی؛

گرايش به شرق؛ زمينه‌ها، ضرورت‌ها و فرآيندها

ايران يكي از بازيگران محيط منطقه‌اي آشوب‌زده در غرب آسيا مي‌باشد. در اين محيط منطقه‌اي بازيگراني ظهور پيدا مي‌كنند كه از قابليت لازم براي بحران‌سازي برخوردارند. افزايش نقش راهبردي و تاكتيكي ايران در محيط منطقه‌اي زمينه همكاري‌هاي چندجانبه‌ بين‌المللي را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد. مشاركت ايران و روسيه در پيمان شانگهاي نمادي از چندجانبه‌گرايي و همكاري‌هاي سازنده در روند سياست‌هاي اقتصادي و راهبردي آينده ايران خواهد بود

ابراهيم متقي ـ استاد دانشگاه تهران سياست گرايش به شرق از اين جهت اهميت دارد كه زيرساخت‌هاي موازنه رفتار و روابط خارجي ايران را در شرايط تهديد تصاعديابنده متعادل مي‌سازد. ايران همواره در سياست خارجي خود جهت‌گيري نيروي سوم را در دستور كار قرار داده است. بهره‌گيري از نيروي سوم را مي‌توان به مثابه سياست بازيگراني دانست كه براي تامين حداقل‌هاي منافع ملي چاره‌اي جز موازنه‌سازي در روابط منطقه‌اي و سياست بين‌الملل ندارند.

سياست گرايش به شرق در روند روابط خارجي ايران، اولين بار در اواسط دهه 1960 به وجود آمد. ايران درصدد بود تا زمينه صنعتي شدن را در ارتباط با پروژه مدرنيزاسيون شكل دهد. اولين ضرورت توسعه اقتصادي و اجتماعي ايران را روند صنعتي شدن فراهم مي‌سازد. كشورهاي جهان غرب تمايلي به همكاري با دولت ايران در فرآيند صنعتي شدن نشان نداده و در نتيجه زمينه براي توسعه همكاري‌هاي صنعتي و اقتصادي ايران و اتحاد شوروي در اواخر دهه 1960 فراهم شد.

گام دوم گرايش به شرق را مي‌توان در ارتباط با توسعه همكاري‌هاي اقتصادي ايران و چين دانست كه از سال 1971 شكل گرفته و زمينه تغيير مرحله‌اي در الگوي رفتار سياست خارجي چين را اجتناب‌ناپذير ساخت. ايران همواره از سياست همكاري‌هاي متوازن براي ايجاد موازنه قدرت در محيط منطقه‌اي بهره گرفته است. همكاري‌هاي اقتصادي، سياسي و راهبردي ايران با چين و روسيه در 1400 را مي‌توان تابعي از ضرورت‌ها و نيازهاي ژئوپليتيكي ايران دانست.

1. چندجانبه‌گرايي در سياست خارجي ايران

چندجانبه‌گرايي را مي‌توان يكي از محورهاي اصلي سياست خارجي ايران در دوران موجود دانست. هدف اصلي چندجانبه‌گرايي ايجاد موازنه قدرت در محيط منطقه‌اي است. هرگونه موازنه مي‌تواند سطح جديدي از روابط دوجانبه و چندجانبه را فراهم سازد. يكي از سازوكارهاي سياست خارجي كشورها را ائتلاف‌سازي و همكاري‌هاي فراگير راهبردي تشكيل مي‌دهد. واقعيت آن است كه انجام چنين همكاري‌هايي تابعي از شرايط زماني و شكل‌بندي‌هاي ژئوپليتيكي خواهد بود.

چندجانبه‌گرايي ارتباط مستقيم و درهم‌تنيده‌اي با سياست موازنه در روابط خارجي ايران دارد. معادلة قدرت هيچ‌گاه در حوزة سياست بين‌الملل ماهيت ثابت نداشته است. بنابراين كشورهايي همانند ايران بايد بدانند كه از قالب‌هاي سنتي و ساختاري گذشته بايد عبور كنند. اتحاد شوروي در دوران جنگ تحميلي هيچ‌گونه حمايتي را از ايران و در روند دفاع مقدس انجام نرساند. ضرورت‌هاي ساختاري نظام بين‌الملل چنين وضعيتي را اجتناب‌ناپذير مي‌ساخت.

هم‌اكنون شكل جديدي از قالب‌هاي ساختاري در نظام و سياست بين‌الملل ظهور يافته كه زمينه همكاري‌هاي مؤثر و سازندة ايران با ساير كشورهاي منطقه‌اي و قدرت‌هاي بزرگ را امكان‌پذير و اجتناب‌ناپذير مي‌سازد. نگاه به شرق در نگرش سنتي ايران همواره موضوعي دور از ذهن به‌نظر مي‌رسيد. علت اصلي آن را مي‌توان اجتناب از چندجانبه‌گرايي در روابط خارجي دانست. چندجانبه‌گرايي به‌عنوان يكي از ضرورت‌هاي اصلي كنش تاكتيكي ايران براي موازنه منطقه‌اي محسوب مي‌شود.

2. چندجانبه‌گرايي در برابر هژمونيك‌گرايي جهان غرب

يكي از ضرورت‌هاي چندجانبه‌گرايي را مي‌توان بهينه‌سازي سطح كنش ارتباطي ايران با كشورهاي منطقه‌اي و قدرت‌هاي بزرگ دانست. چندجانبه‌گرايي داراي ابعاد و قالب‌هاي كنش ارتباطي بوده و مي‌تواند زمينه لازم براي موازنه قدرت و تهديد را شكل دهد. هرگونه چندجانبه‌گرايي سياست خارجي ايران را مي‌توان واكنشي نسبت به يكجانبه‌گرايي ايالات‌متحده دانست. روندهاي تحول‌يافتة سياست بين‌الملل به‌گونه‌اي دگرگون شده كه امكان تغيير در الگوهاي رفتاري را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد.

چندجانبه‌گرايي بخشي از سازوكارهاي مربوط به تحرك ديپلماتيك براي حداكثرسازي منافع ملي در محيط منطقه‌اي و سياست بين‌الملل است. «سياست نگاه به شرق» بخشي از راهبرد دفاعي، امنيتي و سياست خارجي چندجانبه‌گرا محسوب مي‌شود. به همان‌گونه‌اي كه قدرت‌هاي بزرگ از يك يكجانبه‌گرايي براي قابليت ايران بهره مي‌گيرند، جمهوري اسلامي نيز ناچار خواهد بود تا چندجانبه‌گرايي را در چارچوب سياست نگاه به شرق تبيين، سازماندهي و به مرحله اجرا گذارد.

3. ضرورت‌هاي ژئوپليتيكي چندجانبه‌گرايي

چندجانبه‌گرايي نه تنها به‌عنوان بخشي از فرآيند سياست خارجي كشورها محسوب مي‌شود، بلكه تابعي از شكل‌بندي‌هاي ژئوپليتيكي نيز خواهد بود. ضرورت‌هاي ژئوپليتيكي محور اصلي كنش سياسي و سياست خارجي كشورها را شكل مي‌دهد. همكاري‌هاي جديد ايران و روسيه بخشي از ضرورت‌هاي كنش ژئوپليتيكي در  محيط امنيتي آشوب‌زده خواهد بود. سياست جهان غرب در برخورد با ايران نشانه‌هايي از عدم اطمينان را منعكس مي‌سازد.

چندجانبه‌گرايي در شرايطي شكل گرفته كه زمينه براي حداكثرسازي معادله قدرت به وجود آيد. گذار از وضعيت عدم اطمينان در فضاي سياست بين‌الملل نيازمند تغيير در الگوهاي رفتاري كشورها در حوزة سياست خارجي و جهت‌گيري كنش منطقه‌اي خواهد بود. گام نخست چندجانبه‌گرايي و نگاه به شرق را مي‌توان در ارتباط با سفر دكتر علي‌اكبر ولايتي مشاور امور بين‌الملل مقام معظم رهبري به روسيه براي انتقال پيام‌هاي امنيتي، اقتصادي و راهبردي مقام معظم رهبري دانست.

اگرچه ترامپ و پوتين به لحاظ الگوي كنش ساختاري و بين‌المللي داراي انگاره‌هاي نسبتا يكساني هستند، اما واقعيت آن است كه رقابت براي كنترل نظام جهاني بخشي از واقعيت سياست جهاني محسوب مي‌شود. سياست گرايش به شرق مي‌تواند معادله قدرت در سياست جهاني را تحت‌تاثير قرار داده و از اين طريق زمينه براي ظهور شكل جديدي از تعادل در الگوي كنش بازيگران منطقه‌اي را اجتناب‌ناپذير سازد. از آنجايي كه محيط منطقه‌اي در شرايط بحران و آشوب قرار دارد، بنابراين طبيعي است كه از سازوكارهاي چندجانبه‌گرايي براي ارتقا قابليت‌هاي معطوف به «خودياري» استفاده نمايد.

4. انگاره ژئوپليتيكي نگاه به شرق

رويكرد نگاه به شرق در سياست خارجي ايران مبتني بر نشانه‌هايي از كنش همكاري‌جويانه خواهد بود. سياست نگاه به شرق بيانگر اين واقعيت است كه چگونه مي‌توان چندجانبه‌گرايي را با نشانه‌هايي از همكاري متقابل در محيط بحراني پيوند داد. نگاه به شرق به‌مفهوم رويكردي پويا در سياست خارجي خواهد بود. مقابله با تهديدات نوظهور را بايد به‌عنوان بخشي از ضرورت‌هاي بنيادين سياست خارجي ايران دانست. نگاه به شرق بيانگر متنوع‌سازي تحرك ژئوپليتيكي ايران در روند سياست خارجي بوده و مي‌تواند ضريب‌ اطمينان‌بخشي فراگيرتري را براي جمهوري اسلامي ايجاد كند.

چندجانبه‌گرايي و نگاه به شرق را مي‌توان در زمره سازوكارهاي قدرت‌ساز براي مقابله با تهديدات دانست. ايران، چين و روسيه از انگيزة لازم براي مقابله با تهديدات هويتي و ژئوپليتيكي مشترك برخوردارند. برخي از اين تهديدات مي‌تواند ماهيت منطقه‌اي داشته و برخي ديگر در چارچوب شكل‌بندي‌هاي بين‌المللي تعريف مي‌شود. هرگونه كنش ديپلماتيك و همكاري‌هاي نظامي براساس واقعيت‌هاي محيط منطقه‌اي و بين‌المللي شكل مي‌گيرد.

چندجانبه‌گرايي و مشاركت امنيتي با چين و روسيه از اين جهت اهميت دارد كه مي‌تواند زمينه‌هاي لازم براي توليد قدرت در جهت مقابله با تهديدات را به‌وجود آورد. هرگونه قدرت‌سازي بخشي از ضرورت مربوط به همكاري‌هاي منطقه‌اي براي رويارويي با كارگزاران و فرآيندهايي است كه محيط امنيتي را با چالش روبه‌رو مي‌سازند. هر يك از مؤلفه‌هاي يادشده را مي‌توان به‌عنوان بخشي از ضرورت‌هاي كنش سياسي و ژئوپليتيكي ايران در محيط منطقه‌اي و بين‌المللي دانست.

روندهاي جديد در سياست خارجي، دفاعي و امنيتي ايران مبتني بر ضرورت مقابله با تهديدات مشخص است. روندهايي كه بتواند زمينه‌هاي لازم براي مقابله با تهديدات را به‌وجود آورد. هرگاه تهديدات كم‌شدت، منطقه‌اي و بين‌المللي جديد ظهور پيدا مي‌كند، بايد مخاطبين جديدي نيز جست‌وجو كرد. در چنين شرايطي رويكرد نگاه به شرق را مي‌توان زيربناي روابط جديدي براي مقابله با تهديدات دانست. هيچ كشوري نمي‌تواند در برابر تهديدات نوظهور نقش ايستا داشته باشد.

5. ارزيابي ژئوپليتيكي سفر رئيسي به روسيه

سفر رئيسي به روسيه از اين جهت براي سياست خارجي ايران اهميت دارد كه مي‌تواند زمينه تحول در شكل‌بندي‌هاي ادراكي و ژئوپليتيكي دو كشور را به وجود آورد. ادراكات را مي‌توان به‌عنوان بخش اصلي و محوري رفتارهاي سياست خارجي كشورها دانست. در شرايط موجود تاريخي و ژئوپليتيكي شاهد شكل‌گيري ادراك مشتركي در انگارة ذهني زمامداران ايران و روسيه در ضرورت مقابله با تهديدات نوظهور وجود دارد.

چندجانبه‌گرايي به‌عنوان يكي از سازوكارهاي توليد قدرت و امنيت‌سازي محسوب مي‌شود. پويايي تهديدات نيازمند پوياسازي حوزة سياست خارجي است. موازنة تهديد را مي‌توان به‌منزلة يكي از سازوكارهاي اصلي امنيت‌سازي جمهوري اسلامي در شرايط بحران راهبردي در محيط منطقه‌اي دانست. همكاري‌هاي ايران و روسيه در فضاي محيطي، بخشي از ضرورت‌هاي مربوط به موازنة تهديد را شكل مي‌دهد.

نگاه به شرق بخشي از فرآيند چندجانبه‌گرايي و در قالب موازنة تهديد شكل گرفته است. ضرورت‌هاي ساختاري روابط بين‌الملل ايجاب مي‌كند كه روسيه و ايران نقش مشاركتي و همكاري‌جويانة مؤثري در راستاي تامين منافع راهبردي منطقه‌اي ايفا نمايند. هر كشوري همانند ايران و روسيه تلاش دارد تا قدرت خود در برابر تهديدات را افزايش دهد. نگاه به شرق ايران و چندجانبه‌گرايي به‌موازات نگاه به ايران در روسيه معنا پيدا كرده است.

نتيجه

سفر رئيس‌جمهور اسلامي ايران به روسيه از اين جهت اهميت دارد كه زمينه ارتقا تفكر چندجانبه‌گرايي و نگاه به شرق در سياست خارجي را برجسته و منعكس مي‌سازد. برخي از واقعيت‌هاي سياست بين‌الملل بيانگر آن است كه سياست نگاه به شرق براي كشورهايي همانند ايران را مي‌توان مبتني بر قالب راهبردي موازنة تهديد تبيين نمود. در فضاي چندجانبه‌گرايي و موازنة تهديد، هر يك از كشورهاي مشاركت‌كننده در ائتلاف نقش هم‌تكميلي و در برابر تهديد ايفا مي‌نمايند.

انگاره نگاه به شرق در سياست خارجي ايران از اين جهت اهميت دارد كه زمينه همكاري‌هاي چندجانبه در فضاي منطقه‌اي و بين‌المللي را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد. چندجانبه‌گرايي نيازمند همكاري‌هاي فراگير در راستاي تحقق اهداف مشترك خواهد بود. ايران و روسيه به‌دليل قابليت‌هاي ساختاري و همچنين آسيب‌پذيري‌هاي منطقه‌اي نيازمند مشاركت در قالب چندجانبه‌گرايي منطقه‌اي خواهند بود.

ايران يكي از بازيگران محيط منطقه‌اي آشوب‌زده در غرب آسيا مي‌باشد. در اين محيط منطقه‌اي بازيگراني ظهور پيدا مي‌كنند كه از قابليت لازم براي بحران‌سازي برخوردارند. افزايش نقش راهبردي و تاكتيكي ايران در محيط منطقه‌اي زمينه همكاري‌هاي چندجانبه‌ بين‌المللي را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد. مشاركت ايران و روسيه در پيمان شانگهاي نمادي از چندجانبه‌گرايي و همكاري‌هاي سازنده در روند سياست‌هاي اقتصادي و راهبردي آينده ايران خواهد بود.

پویش تولیدات محتوای مردمی / از حاج قاسم بگو